پرش به محتوا
مهدی سلیمی
راهبری کسبوکار
دربارهٔ من
ارزیابی
ارزیابی آمادگی کسب و کار برای هوش مصنوعی
ارزیابی پتانسیل رشد و مقیاسپذیری کسب و کار
دربارهٔ من
ارزیابی
ارزیابی آمادگی کسب و کار برای هوش مصنوعی
ارزیابی پتانسیل رشد و مقیاسپذیری کسب و کار
ارزیابی پتانسیل رشد و مقیاسپذیری کسب و کار
این تست برای شما مدیر محترم طراحی شده است. پاسخهای شما بررسی شده و یک گزارش تحلیل اولیه از گلوگاههای سیستم شما تدوین و برایتان ارسال خواهد شد. پس خواهشمندم سؤالات را با دقّت پاسخ دهید.
۱) اگر فردا صبح بدون اطلاع قبلی به مدت ۳۰ روز به یک سفر بدون اینترنت بروید، پس از بازگشت با چه وضعیتی در شرکت مواجه میشوید؟
همهچیز متوقف میشود و احتمالاً فاجعه مالی یا عملیاتی رخ میدهد.
کارها با سرعت بسیار پایین و اشتباهات زیاد پیش میرود و تیم دائماً منتظر تایید من میماند.
کارهای روزمره انجام میشود، اما هیچ تصمیم مهمی گرفته نمیشود و رشد متوقف میگردد.
سیستمها و مدیران میانی کارها را پیش میبرند و شرکت بدون افتِ محسوس به مسیر خود
۲) در طول یک روز کاری، چند درصد از تصمیمات عملیاتی و خُرد نیاز به تایید نهایی شخص شما دارد؟
بیش از ۸۰٪ - بدون تایید من هیچ برگی در شرکت تکان نمیخورد.
حدود ۵۰ تا ۸۰٪ - تیم حتی برای کارهای روتین هم مدام با من چک میکند.
حدود ۲۰ تا ۵۰٪ - فقط در موارد خارج از عرف یا مالی دخالت میکنم.
کمتر از ۲۰٪ - تیم بر اساس آییننامهها و حدود اختیاراتِ مشخص به صورت مستقل عمل میکند.
۳) وقتی میخواهید سودآوری یک محصول یا خدمت خاص یا بازدهی یک کمپین را بررسی کنید، مبنای تصمیمگیری شما چیست؟
حدس و گمان، احساس درونیام و موجودی حساب بانکی؛ دیتای تفکیکشدهای نداریم.
از حسابدار یا تیم میخواهم گزارش دستی آماده کنند که معمولاً روزها طول میکشد و پر از خطاست.
فایلهای اکسل پراکندهای داریم که تا حدودی وضعیت را نشان میدهند، اما یکپارچه نیستند.
داشبورد مدیریتی (BI) یا نرمافزار یکپارچهای داریم که در لحظه (Real-time) و با چند کلیک دادهها را نشان میدهد.
۴) عملکرد کارکنان و واحدهای مختلف سازمان شما چگونه ارزیابی میشود؟
صرفاً بر اساس حضور و غیاب و ارزیابی چشمی و سلیقهایِ خودم.
اهداف کلی به آنها گفته شده، اما شاخصهای عددی مشخصی برای اندازهگیری عملکردشان نداریم.
شاخصهایی داریم اما ارزیابیها نامنظم، دستی و معمولاً در پایان فصل یا سال انجام میشود.
هر فرد شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) شفاف دارد و سیستم به صورت دورهای و خودکار گزارش راندمان میدهد.
۵) بیشترین زمان و انرژی شما در طول یک هفته کاری صرف چه نوع کارهایی میشود؟
خاموش کردن مشکلات، حل بحرانهای روزمره و انجام کارهای اجرایی که تیم از پس آنها برنمیآید.
نظارت خُرد (Micromanagement) روی کار پرسنل و چک کردن مداوم برای جلوگیری از اشتباهاتشان.
ترکیبی از کارهای اجرایی روزمره و مقدار کمی برنامهریزی برای آینده.
صرفاً تفکر استراتژیک، توسعه بازار، شبکهسازی و مربیگری مدیران میانی سازمان.
۶) وقتی وظیفه جدیدی به سازمان اضافه میشود یا پروژهای کلید میخورد، اولین واکنش شما چیست؟
خودم آن را انجام میدهم چون کسی به اندازه من دلسوز، سریع و دقیق نیست.
به یک نفر میسپارم اما مجبورم قدمبهقدم کنارش باشم تا کار را خراب نکند.
کار را واگذار میکنم اما خروجی نهایی معمولاً مطابق میلم نیست و نیاز به بازبینی جدی من دارد.
کار را به فرد شایسته با خروجیهای شفاف تفویض کرده و فقط در نقاط کنترل (Checkpoints) از طریق سیستم نظارت میکنم.
۷) اگر امروز یک نیروی کلیدی استعفا دهد و نیروی جدیدی جایگزین شود، فرآیند آموزش او چقدر زمان از شما میگیرد؟
یک فاجعه است؛ تمام دانش در ذهن نیروی قبلی بود و باید ماهها زمان بگذارم تا نیروی جدید را از صفر آموزش دهم.
زمان زیادی میگیرد، معمولاً خودم یا مدیران ارشد باید هفتهها با او کار کنیم تا راه بیفتد.
مستندات پراکندهای داریم که کار را کمی راحتتر میکند اما هنوز وابستگی به آموزش شفاهی بالاست.
نقشه راه شغلی، ویدیوهای آموزشی و آییننامههای مدون داریم؛ نیروی جدید در کمترین زمان و بدون دخالت مستقیم من Onboard میشود.
۸) وقتی یک مشکل تکراری در سازمان رخ میدهد (مثل نارضایتی مشتری یا خطای تولید)، نحوه برخورد سازمان چیست؟
هر بار به دنبال مقصر میگردیم، با عصبانیت مشکل را موقتاً حل میکنیم و تمام.
مشکل را حل میکنیم اما راهکاری برای جلوگیری از تکرار آن نداریم و ماه بعد دوباره رخ میدهد.
جلسهای میگذاریم و روی کاغذ فرآیندی مینویسیم، اما در عمل به دلیل نبودِ سیستم نظارتی کسی رعایت نمیکند.
ریشه مشکل را پیدا کرده، فرآیند را در سیستم اصلاح و استاندارد جدیدی وضع میکنیم تا دیگر هرگز تکرار نشود.
۹) اگر در ماه آینده حجم تقاضا یا فروش شما ناگهان ۳ برابر شود، سازمان شما چه واکنشی نشان خواهد داد؟
سیستم از هم میپاشد، سفارشات گم میشود، کیفیت بهشدت افت میکند و آبروی برند میرود.
با استرس شدید، اضافهکاریهای طاقتفرسا و استخدامهای عجولانه صرفاً سعی میکنیم زنده بمانیم.
با چالشها و اصطکاک زیادی مواجه میشویم اما به سختی و با افت کیفیتِ مقطعی، نیاز را پوشش میدهیم.
فرآیندها و زیرساختها مقیاسپذیر (Scalable) طراحی شدهاند و با کمترین تنش، ظرفیت جدید را جذب میکنیم.
۱۰) بزرگترین مانع فعلی شما برای توسعه کسبوکارتان (ورود به بازارهای جدید یا افزایش مقیاس) چیست؟
آنقدر درگیر کارهای روزمره و مشکلات داخلی هستم که اصلاً وقت و انرژی برای فکر کردن به توسعه را ندارم.
بهرهوری تیم فعلی پایین است و سیستمِ موجود کشش و ظرفیت اجرای پروژههای بزرگتر را ندارد.
ایده و سرمایه دارم، اما پیدا کردن نیروهای کلیدی که بتوانم به آنها اعتماد کنم سخت است.
مانع داخلی خاصی نداریم؛ توسعه به صورت سیستماتیک و طبق برنامه استراتژیک در حال انجام است.
سؤال اختیاری: به نظر خودتان در حال حاضر بزرگترین گلوگاه و مانع رشد کسبوکار شما چیست؟
برای ثبت نهایی پاسخها و هماهنگیِ گام بعدی (تحلیل وضعیت کسبوکار شما)، لطفاً اطلاعات زیر را تکمیل کنید. اطلاعات شما کاملاً محرمانه نزد ما محفوظ خواهد بود.
نام و نام خانوادگی
آدرس وبسایت یا کانال
جایگاه در کسب و کار
بنیان گذار و یا مدیر عامل
عضو هیأت مدیره
مدیر ارشد
سایر
موبایل
ایمیل (اختیاری)
ارسال